مدلهای اثرگذاری کانال: اولین تماس، آخرین تماس یا U-شکل؟
مشتری معمولاً با یک پیام خرید نمیکند. شاید اول در جستجو شما را پیدا کند، بعد در یک وبینار شرکت کند، پیامکی بگیرد و در آخر با کارشناس حرف بزند. حالا سهم کدام کانال از این فروش چقدر است؟ مدل اثرگذاری کانال به این پرسش جواب میدهد و جوابش بسته به مدل فرق میکند. در این مقاله پنج مدل را روی یک مثال فرضی حساب میکنیم و میبینیم کدام برای چه تصمیمی مناسب است.
محصول آماده کارن تکنولوژی
این را روی داده واقعی کسبوکار خودتان ببینید
آنچه در این مقاله میخوانید، در محصولات کارن پیادهسازی شده است. در جلسه دمو، همان را روی داده و فرآیند خودتان اجرا میکنیم.
درخواست دمو رایگان یا تماس بگیرید: ۰۲۱-۸۸۶۱۴۲۸۲در این صفحه
چرا سهم هر کانال مهم است
بودجه بازاریابی محدود است و هر ماه باید تصمیم بگیرید به کدام کانال بیشتر بدهید. اگر فقط به کانالی نگاه کنید که خرید از آن ثبت شده است، به نتیجه گمراهکنندهای میرسید. آن کانال شاید فقط آخرین قدم مسیری طولانی بوده باشد.
این خطا میتواند گران تمام شود. فرض کنید بودجه وبینار را کم میکنید، چون هیچ فروشی مستقیم از آن ثبت نشده است. چند ماه بعد میبینید سرنخهای تازه هم کم شدهاند، چون بیشتر مشتریان اولین بار از همان وبینار با شما آشنا شده بودند. اثر تصمیم با تأخیر پیدا شده و پیدا کردن علت آن هم سخت است.
مدل اثرگذاری کانال چیست
مدل اثرگذاری کانال (attribution model) قاعدهای است برای تقسیم اعتبار یک فروش میان کانالهایی که مشتری از آنها گذشته است. به هر برخورد مشتری با یک کانال، نقطه تماس میگویند و به زنجیره این برخوردها تا خرید، مسیر مشتری.
نکتهای که باید از اول روشن باشد: مدل اثرگذاری یک قرارداد برای تقسیم اعتبار است، نه کشف حقیقت. هیچ کدام از این پنج مدل نمیتواند ثابت کند کدام کانال واقعاً باعث خرید شده است. هر کدام یک فرض درباره نحوه تصمیم مشتری دارد و این فرض را باید بشناسید.
پنج مدل رایج
- اولین تماس: همه اعتبار به اولین کانال میرسد. فرضش این است که شروع آشنایی از همه مهمتر است.
- آخرین تماس: همه اعتبار به آخرین کانال پیش از خرید میرسد. فرضش این است که قدم آخر تصمیم را تمام کرده است.
- خطی: اعتبار میان همه نقطههای تماس مساوی تقسیم میشود. فرضش این است که همه به یک اندازه اثر داشتهاند.
- کاهش زمانی: هر چه نقطه تماس به خرید نزدیکتر باشد، اعتبار بیشتری میگیرد. معمولاً با یک نیمهعمر تعریف میشود. مثلاً با نیمهعمر ۷ روزه، هر ۷ روز دورتر از خرید، وزن نصف میشود.
- U-شکل: بیشترین اعتبار به اولین و آخرین تماس میرسد و بقیه میان نقطههای میانی تقسیم میشود. تقسیم رایج، ۴۰ درصد به اولی، ۴۰ درصد به آخری و ۲۰ درصد به میانیهاست.
یک مثال فرضی: یک فروش، پنج جواب
یک مسیر فرضی را در نظر بگیرید. مشتری ۲۱ روز پیش از خرید شما را در جستجو پیدا کرده، ۱۴ روز پیش در وبینار شرکت کرده، ۷ روز پیش پیامک گرفته و روز خرید با کارشناس صحبت کرده است. برای ساده شدن حساب، ارزش فروش را ۱۰۰ واحد میگیریم.
| مدل (مثال فرضی) | جستجو | وبینار | پیامک | تماس کارشناس | جمع |
|---|---|---|---|---|---|
| اولین تماس | ۱۰۰ | ۰ | ۰ | ۰ | ۱۰۰ |
| آخرین تماس | ۰ | ۰ | ۰ | ۱۰۰ | ۱۰۰ |
| خطی | ۲۵ | ۲۵ | ۲۵ | ۲۵ | ۱۰۰ |
| کاهش زمانی (نیمهعمر ۷ روز) | ۶.۷ | ۱۳.۳ | ۲۶.۷ | ۵۳.۳ | ۱۰۰ |
| U-شکل (۴۰/۲۰/۴۰) | ۴۰ | ۱۰ | ۱۰ | ۴۰ | ۱۰۰ |
حساب خطی روشن است: ۱۰۰ تقسیم بر ۴ میشود ۲۵. در U-شکل، ۲۰ درصد میانی میان دو نقطه میانی تقسیم میشود و به هر کدام ۱۰ میرسد.
کاهش زمانی کمی بیشتر حساب دارد. نقطهها به ترتیب ۲۱، ۱۴، ۷ و ۰ روز پیش از خرید بودهاند. با نیمهعمر ۷ روزه وزن آنها ۰.۱۲۵، ۰.۲۵، ۰.۵ و ۱ است. جمع وزنها ۱.۸۷۵ میشود. هر وزن را بر این جمع تقسیم میکنیم و در ۱۰۰ ضرب میکنیم. مثلاً سهم تماس کارشناس ۱ تقسیم بر ۱.۸۷۵ است که حدود ۵۳.۳ واحد میشود.
هر مدل برای چه پرسشی مناسب است
| پرسش شما | مدل مناسبتر |
|---|---|
| کدام کانال مشتری تازه میآورد؟ | اولین تماس |
| کدام کانال کار را تمام میکند؟ | آخرین تماس |
| میخواهم تصویر کلی و سادهای داشته باشم | خطی |
| کمپین کوتاه دارم و نزدیکی به خرید مهم است | کاهش زمانی |
| هم آشنایی برایم مهم است و هم بستن کار | U-شکل |
طول چرخه فروش هم مهم است. در خرید ساده با تصمیم سریع، نقطههای تماس کماند و تفاوت مدلها کمتر دیده میشود. در فروش سازمانی با چرخه طولانی، مسیرها بلندتر میشوند و انتخاب مدل اثر بیشتری دارد.
به لبههای مدل U-شکل هم توجه کنید. اگر مسیر فقط دو نقطه داشته باشد، معمولاً هر کدام ۵۰ درصد میگیرند. اگر فقط یک نقطه باشد، همه اعتبار به همان میرسد.
چرا یک مدل کافی نیست
بهترین کار معمولاً انتخاب یک مدل نیست، مقایسه چند مدل است. اگر کانالی در همه مدلها سهم بالایی دارد، به آن مطمئنتر باشید. اگر سهمش از مدلی به مدل دیگر زیاد عوض میشود، نقش خاصی دارد و باید دقیقتر بررسی شود. کانالی که در اولین تماس قوی و در آخرین تماس ضعیف است، احتمالاً آشنایی میسازد و نباید با معیار بستن فروش قضاوت شود.
مسیرهای پرتکرار را هم ببینید. گاهی یک ترتیب خاص، مثلاً وبینار و بعد تماس، به خودی خود الگوی مهمی است و این نکته در جدول مدلها دیده نمیشود.
وقتی مسیرها جمع میشوند، فاصله مدلها روشنتر میشود. یک فروش فرضی دوم به ارزش ۱۰۰ واحد اضافه کنید که مسیرش فقط جستجو و تماس کارشناس است. حالا ۲۰۰ واحد فروش داریم:
| مدل (مثال فرضی، جمع دو فروش) | جستجو | وبینار | پیامک | تماس کارشناس | جمع |
|---|---|---|---|---|---|
| اولین تماس | ۲۰۰ | ۰ | ۰ | ۰ | ۲۰۰ |
| آخرین تماس | ۰ | ۰ | ۰ | ۲۰۰ | ۲۰۰ |
| خطی | ۷۵ | ۲۵ | ۲۵ | ۷۵ | ۲۰۰ |
| U-شکل | ۹۰ | ۱۰ | ۱۰ | ۹۰ | ۲۰۰ |
در مدل آخرین تماس، به نظر میرسد جستجو هیچ ارزشی ندارد. در مدل اولین تماس، تماس کارشناس بیارزش است. هیچ مدیری این دو نتیجه را جدی نمیگیرد، ولی گزارش تکمدلی دقیقاً همین را نشان میدهد.
محدودیتهایی که باید بدانید
- اثرگذاری با علیت فرق دارد. مشتری شاید بدون آن پیامک هم میخرید. برای سنجش اثر واقعی، گروهی را عمداً از کمپین کنار بگذارید و خرید دو گروه را مقایسه کنید. به این کار آزمون افزایشی (incrementality) میگویند.
- داده مسیر ناقص است. گفتگوی حضوری، توصیه دوستان و تبلیغ محیطی معمولاً ثبت نمیشوند. مدل فقط چیزی را تقسیم میکند که دیده است.
- شناسایی مشتری سخت است. اگر یک نفر با موبایل و رایانه میآید و این دو به هم وصل نشوند، مسیر تکهتکه میشود.
- پنجره زمانی اثر دارد. اگر فقط ۳۰ روز آخر را ببینید، آشنایی ۶۰ روز پیش در حساب نمیآید. این پنجره را با طول چرخه فروش هماهنگ کنید.
چطور شروع کنید
پیش از هر ابزاری، داده را مرتب کنید. لینکها را با پارامتر کمپین برچسب بزنید، نام کانالها را یکدست کنید و در CRM ثبت کنید هر سرنخ از کجا آمده است. بعد یک گزارش ساده بسازید که برای هر کانال سهم فروش را در دو مدل اولین تماس و آخرین تماس نشان دهد. فاصله این دو عدد خودش شروع خوبی برای بحث است.
تصمیم بودجه را هم یکباره نگیرید. بودجه را کمی جابهجا کنید، چند هفته اثر را ببینید و بعد ادامه دهید. نتیجه این تحلیل را هم با بخشبندی RFM مشتریان کنار هم ببینید. شاید کانالی مشتری کمتر، ولی ارزشمندتری بیاورد. درباره اثر زمان پیشنهاد هم در شخصیسازی بسته و زمان پیشنهاد نوشتهایم.
یک قرارداد تیمی هم لازم است. روشن کنید گزارش رسمی با کدام مدل منتشر میشود تا بازاریابی و فروش بر سر عدد بحث نکنند و بحث درباره تصمیم باشد.
نمونه عملی: Caren AI-OS
برای دیدن این مقایسه در یک محصول، پلتفرم بازاریابی هوشمند را در Caren AI-OS، محصولی از کارن تکنولوژی، مثال میزنیم. تب «مدل اثرگذاری» هر پنج مدل را دارد: اولین تماس، آخرین تماس، خطی، کاهش زمانی و U-شکل.

کنار این مدلها، نقشه حرارتی مقایسه و مسیرهای پرتکرار تبدیل را میبینید. پلتفرم همچنین نتیجه کمپین تازه را پیش از اجرا با بازه اطمینان متناسب با سابقه پیشبینی میکند. پیشبینی رفتار هم احتمال خرید ۳۰روزه هر بخش و بهترین کانال را نشان میدهد.
چون این پلتفرم به میز کار وصل است، مدیر بازاریابی آن را کنار داده مشتری و فروش میبیند و لازم نیست برای هر کدام به سامانه دیگری برود. درباره این نگاه در سیستمعامل هوش سازمانی نوشتهایم. اعداد نمای بالا داده نمونهاند. قیمت Caren AI-OS بسته به ابعاد سازمان، پلتفرمهای متصل و مدل استقرار تعیین میشود.
کانالهای خودتان را با چند مدل ببینید
در یک جلسه معرفی، پنج مدل اثرگذاری را کنار هم و با داده نمونه مقایسه میکنیم.
پرسشهای متداول
هر پلتفرم تبلیغاتی معمولاً با قاعده خودش و پنجره زمانی خودش اعتبار میدهد و هر کدام سهم خودش را میشمارد. برای همین جمع این گزارشها میتواند از فروش واقعی بیشتر شود. بهتر است یک مرجع داخلی داشته باشید و همه کانالها را با یک قاعده بسنجید.
این مدلها وزنها را از داده مسیرها یاد میگیرند و میتوانند واقعیتر باشند، ولی به حجم زیادی از مسیر کامل نیاز دارند و توضیحشان سختتر است. اگر داده کمی دارید یا تیم شما با این حوزه تازه آشناست، مدلهای قاعدهمحور شروع بهتری هستند.
محتوا معمولاً در ابتدای مسیر اثر دارد. برای همین در مدل آخرین تماس تقریباً نامرئی است. مدل اولین تماس یا U-شکل تصویر بهتری میدهد. نام مقاله یا صفحه ورودی را هم بهعنوان نقطه تماس ثبت کنید تا در مسیر دیده شود.
نیمهعمر باید با طول چرخه فروش شما بخواند. اگر مشتریان در چند روز تصمیم میگیرند، نیمهعمر کوتاه منطقی است. اگر تصمیم چند ماه طول میکشد، نیمهعمر کوتاه اثر کانالهای ابتدایی را تقریباً حذف میکند. چند مقدار را امتحان کنید و تغییر رتبه کانالها را ببینید.
این نقطهها خودکار ثبت نمیشوند. باید در CRM یک فیلد منبع و تاریخ برای هر تماس و ملاقات داشته باشید. شماره تماس جدا برای هر کمپین هم کمک میکند. اگر اینها ثبت نشوند، مدل فقط کانالهای دیجیتال را میبیند و تصویر نادرستی میدهد.
شاید نسخه ساده کافی باشد. وقتی دو یا سه کانال دارید، پرسیدن «از کجا با ما آشنا شدید؟» و مقایسه آن با آخرین کانال ثبتشده، بخش بزرگی از سؤال را جواب میدهد. وقتی کانالها و بودجه بیشتر شدند، مدلهای دیگر هم ارزش پیدا میکنند.
با هر تغییر بزرگ در ترکیب کانالها یا چرخه فروش. در غیر این صورت، بازبینی فصلی منطقی است. مدل را زیاد عوض نکنید، چون مقایسه با دورههای قبل از دست میرود. اگر تغییرش دادید، گزارش گذشته را هم با مدل تازه حساب کنید.





